الشيخ محمد علي الگرامي القمي

72

شناخت قرآن ( فارسى )

بنابراين زبان قرآن يك زبان معمولى نيست كه با قواعد معمولى گفت و شنود فهميده شود ، از جهات مختلفى گسترش دارد ، در زمان ، در اقوام و افراد ، در معناى كلمه ، در معناى جمله ، در نسبت فعلى به فاعل ، فرعون همواره معناى فرعون مصر در زمان موسى نيست ، كشتن شتر صالح هر چند به وسيلهء يك نفر است ولى به پاى همه است . گفتار لهو و باطل فقط از نظر محتوى نيست و شكل و آهنگ لهوى را هم شامل است . حالا فرق نمىكند بگوئيد " مستضعفين " سورهء قصص به معناى عامى است كه شامل مستضعفين قرون بعد هم مىشود يا بگوئيد منظور از مستضعف در آن سوره فقط بنى اسرائيل گرفتار فرعون است ، ليكن ديگران هم از نظر قرآن همان حكم را دارند . فرعون معناى عامى دارد يا منظور همان فرعون است ليكن پيروان همان روش هم همان حكم را دارند ، اين ديگر تفاوت نمى كند ، لغت از اوّل عموميّت دارد يا لغت خاص است ولى به موجب ادلّه وقتى مىگويند فرعون ، يعنى او و همفكرانش . لهو الحديث يعنى گفتارى كه در محتوى ، آهنگ باطل است يا لغت لهو يعنى گفتارى كه فقط در محتوى باطل است ، ليكن وقتى مىگوئيم " لهو الحديث " يعنى « گفتارى كه محتواى آن باطل است » و همچنين است اگر آهنگش باطل باشد . شمس يعنى هر روشنگر چه مادّى چون خورشيد و چه معنوى چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم يا شمس يعنى فقط خورشيد ظاهر ، ولى گويا گفته‌ايم : خورشيد ظاهر و همچنين روشنگران معنوى . هر چند اين توجيه در بسيارى از گسترش‌ها كه گفتم بعيد به نظر مىرسد ، ولى به هر حال از نظر واقع عملى فرق نمىكند . شما بگو از اوّل